خرید بک لینک
نمیدانم چه میخواهم بگویمزبانم در دهان باز بسته استدر تنگ قفس باز است وافسوسکه بال مرغ آوازم شکسته استنمیدانم چه میخواهم بگویمغمی در استخوانم می گدازدخیال ناشناسی آشنا رنگگهی می سوزدم گه می نوازدپریشان

برچسب: نویسنده: کیان سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 18:31

هیچ کس با من نیست ...!

ماند ه ام ،

تا به چه اندیشه کنم ....!

ماند هام در قفس تنهایی...

در قفس می خوانم .....

چه غریبانه شبی است ،

شب تنهایی من ....!

سهراب سپهری

برچسب: نویسنده: کیان سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 18:31

دردی که انسان را به سکوت وا می دارد
بسیار سنگین تر از دردیست که
انسان را به فریاد وا می دارد و
انسان ها فقط به فریاد هم میرسند ،
نه به سکوت هم

برچسب: نویسنده: کیان سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 18:31

حال مرا مپرس که من ناخوشم، بدماین روزها به تلخ زبانی زبانزدمتو با یقین به رفتن خود فکر می کنیمن نیز بین ماندن و ماندن مرددمحق داشتی گذر کنی از من، که سالهاستیک ایستگاه خالی بی رفت و آمدماز پا نشستم و

برچسب: نویسنده: کیان سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 18:31

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستمخاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیستصخره ام هر قدر بی مهری کنی می ایستم تا نگویی اشک های شمع ازکم طاقتی استدر خودم آتش به پا کردم ولی نگری

برچسب: نویسنده: کیان سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 18:31

همیشه حرف هایست براي گفتن و حرف هایست براي نگفتن، ارزش هر کس به اندازه ي حرف هایست که براي نگفتن دارد. .....
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.

وقتی خواستم ستایش کنم، گفتندخرافات است.

وقتی خواستم عاشق شوم، گفتند دروغ است،

وقتی خواستم گریستن،گفتند دروغ است،

وقتی خواستم خندیدن، گفتن دیوانه است.

دنیا را نگه دارید،
میخواهم پیاده شوم.

برچسب: نویسنده: کیان سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 18:31

گاهی آدم میماندبین بودن و نبودن،به رفتن که فکر میکنیاتفاقی می افتد که منصرف می شوی، میخواهی بمانی رفتاری میبینی که انگار باید بروی و این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم استسیمین_دانشور

برچسب: نویسنده: کیان سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 18:31

ای دوستاین روزهابا هر که دوست می شوم احساس می کنمآنقدر دوست بوده ایم که دیگروقت خیانت استانبوه غم حریم و حرمت خود رااز دست داده استدیریست هیچ کار ندارممانند یک وزیر

برچسب: نویسنده: کیان سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 18:31

Image result for âx80«Ø®Ùx88د باÙx88رÛx8câx80¬âx80x8e

یادم نمیاد گم شده باشم،
اما آدمای دور و برم دیگه برام آشنا نیستن!

برچسب: نویسنده: کیان سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 18:31

در گذر بودم زکوچه ،بوی کاهگل ،بوی خاک، نم نم باران. چلچله سرخوش به خواندن در نسیم صبحگاهی پرسه زن من در خیابان فکر و یاد من تو بودی کاش بودی در کنارم ،خاطره دارم ز باران ،،،تلخ و شیرین ،خاطره دارم ز

برچسب: نویسنده: کیان سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 18:31

صفحه بندی